|
خطبه کوفه
حمد و سپاس تنها مخصوص خداوند است و درود و رحمت خداوند بر پدرم محمد
(ص) باد و هم بر خاندان پاک و ممتاز او.
اما بعد، اي اهل کوفه، اي اهل خديعه و خذلان ! آيا بر ما ميگرييد و
ناله سر ميدهيد؟ هرگز باز نايستد اشک چشم شما، و ساکن نگردد ناله شما،
جز اين نيست که مَثَل شما مَثَل آن زني است که رشتهي خود را محکم
ميتابيد و باز ميگشود. چرا که شما نيز رشتهي ايمان را بستيد و سپس
گسستيد و به کفر برگشتيد.
آيا در شما جز چاپلوسي و تملّق همانند کنيززادگان و خريدن ناز دشمنان
دين، خصلتي است؟ مَثَل شما، مَثَل گياه و علفي است که در مزبله ميرويد
و يا گچي که آلايش قبري به آن کرده ميشود. آگاه باشيد که براي خود
سرنوشت بدي فراهم کرديد و بد توشهاي براي آخرت خود ذخيره نموديد که
خشم خدا را بر شما لازم کرد و جاودانه در دوزخ خواهيد ماند.
آيا پس از اينکه ما را کشتيد، بر ما ميگرييد؟ آري به خدا قسم بگرييد
که شما سزاوار گريهايد، پس بسيار بگرييد و اندک بخنديد، چرا که ننگ و
رسوايي را براي خود خريديد، دامن خود را به ننگي آلوده کرديد که هرگز
نميتوانيد آن را با هيچ آبي شسته و از بين ببريد.
و چگونه ميتوانيد ننگ و رسوايي قتل سلالهي پاک خاتم پيامبران (ص)،
معدن رسالت، سيد جوانان بهشت، پناه نيکوکاران، مايهي دادرسي و شادماني
در هنگام بلا، علامت و دليل راه و روشن و آشکار کنندهي آن، زعيم و
متکلم حجج خود را که در هر حادثه به او پناه ميبرديد و دين و شريعت را
از او ميآموختيد، پاک کنيد.
هان ! آگاه باشيد که روز بزرگي براي حشر خود ذخيره نهاديد، پس هلاکت از
براي شما باد و در عذاب به روي در افتيد، سعي و کوششتان بينتيجه باد،
دستهاي شما بريده باد و پيمان و معاملهي شما خسران و زيان برايتان
آورد. بازگشت به غضب خدا نموديد و ذلّت و مسکنت بر شما احاطه کرده است.
واي بر شما ! آيا ميدانيد که چه جگري از رسول خدا (ص) شکافتيد؟ چه
خوني از او ريخته و چه پردهي حرمتي را دريديد؟ چه عهدي را شکستيد و با
چه کريمي به مبارزه برخاستيد؟
هر آينه امري سخت و بزرگ مرتکب شديد که نزديک است آسمان از آن حادثه از
هم شکافته شود، زمين پارهپاره گردد و کوهها در هم فرو ريزد.
هر آينه اين کار قبيح و ناستوده و گناه تيره و تاريک شما، آسمان و زمين
را گرفت. آيا تعجل ميکنيد اگر از آثار اين گناهانتان از آسمان خون
ببارد. همانا عذاب آخرت بر شما عظيمتر و رسواکنندهتر است !
پس بدين مهلت که يافتيد خوشدل و مغرور نباشيد چه، خداوند به مکافات
عجله نکند و بيم ندارد که هنگام انتقام بگذرد و طولاني شود، خداوند در
کمينگاه ما و ايشان است.
سپس اين اشعار را خواند:
پس چه خواهيد گفت هنگامي که پيامبر (ص) از شما بپرسد، چه کرديد در حق
اهل بيت من اي آخرين امتها ؟ عدهاي از فرزندان مرا در خون خود
غلتانديد و عدهاي ديگر را اسير کرديد.
اين جزا و پاداش من نبود و سفارشات من اين گونه نبود که با فرزندان من
به بدي رفتار کنيد. من اکنون بر شما ميترسم اي مردم کوفه! که عذابي که
بر اهل ارم روا گشت، بر شما روا گردد !
سپس از آنان روي برگردانيد. حذيم ميگويد:
من، مردم کوفه را ديدم که از استماع اين سخنان حيران و سرگردان شده،
ميگريند و دستهاي خود را به دندان ميگزند. ملتفت پيرمردي شدم که در
کنارم بود. ديدم اشکِ چشمش جاري گشته و محاسنِ او را تر کرده است،
دستهايش را به سوي آسمان بالا برده و ميگويد:
پيران شما بهترين پيران، زنان شما بهترين زنان، جوانان شما بهترين
جوانان، نسلتان بهترين و کريمترين نسلها و فضيلتتان بهترين فضايل
است. پس اين شعر را خواند:
پيرانتان بهترين پيرانند و نسلتان بهترين نسلها و هيچگاه خوار و هلاک
نميشوند.
منبع: زينب کبري (س)
عقيلهي بنيهاشم
|