ج: رجعت زنان
سومين گروه از ياوران حضرت بقية الله عليه السلام زنانى هستند كه خداوند به بركت ظهور امام زمان آنها را زنده خواهد كرد و بار ديگر به دنيا رجعت خواهند
نمود. اين گروه دو دسته اند: برخى با نام و نشان از زنده شدنشان خبر داده شده و برخى ديگر فقط از آمدنشان سخن به ميان آمده است.
پيش از ادامه بحث، عقيده شيعه نسبت به رجعت را بررسى مى كنيم.
يكى از عقايد مسلّم شيعه اين است كه همزمان با ظهور مهدى آل محمد عليه السلام برخى از پيامبران مانند حضرت خاتم الانبياء و معصومين رهقدس سما همانند امير مؤمنان عليه السلام و امام حسين عليه السلام و برخى از مؤمنان حقيقى و پيروان اهل بيت به اذن پروردگار زنده خواهند شد و بار ديگر به دنيا باز مى گردند. بازگشت اين عده نه تنها غير ممكن نيست بلكه از نظر قرآن كريم اين پديده امرى مسلم است كه آيات متعددى از آن سخن گفته است. در سوره بقره مى خوانيم:
آيا نديدى جمعيتى را كه از ترس مرگ از خانه هاى خود فرار كردند و آنان هزاران نفر بودند! خداوند به آنها گفت بميريد. سپس خدا آنها را زنده كرد و ماجراى زندگى دوباره آنها را درس عبرتى براى آيندگان قرار داد... .(6)
همچنين قرآن كريم در آيه اى ديگر مى فرمايد:« يا همانند كسى كه از كنار يك آبادى (ويران شده) عبور كرد، در حالى كه ديوارهاى آن به روى سقف ها فرو ريخته بود و (اجساد و استخوان هاى اهل آن در هر سو پراكنده بود. او با خود) گفت: چگونه خداوند آنها را پس از مرگ زنده مى كند! (در اين هنگام) خدا او را يكصد سال ميراند، سپس زنده كرد و به او گفت: چه قدر درنگ كردى؟ گفت: يك روز يا بخشى از يك روز. فرمود: نه بلكه يكصد سال درنگ كردى. نگاه كن به غذا و نوشيدنى خود (كه همراه داشتى و با گذشت سالها) هيچ گونه تغيير نيافته است؛ ولى به الاغ خود نگاه كن (كه چگونه از هم متلاشى شده است. اين زنده شدن تو پس از مرگ، هم براى اطمينان خاطر تو است و هم) براى اينكه تو را نشانه براى مردم قرار دهيم. اكنون به استخوان هاى مركب خود نگاه كن كه چگونه آنها را برداشته، به هم پيوند مى دهيم و گوشت بر آن مى رويانيم. هنگامى كه اين حقايق بر او آشكار شد، گفت: مى دانم خدا بر هر كارى توانا است.»(7)
سيد مرتضى علم الهدى در اين باره مى نويسد: علت اينكه شيعه عقيده دارد كه خداوند در موقع ظهور امام زمان عليه السلام برخى از مردگان را زنده مى گرداند اين است كه به ثواب يارى امام زمان نايل شوند و دولت حق آل محمد را كه در انتظار آن بوده اند از نزديك شاهد باشند و تا انتقام عده اى از ظالمان را به چشم ببينند و از ظهور حق و اعتلاى كلمه توحيد لذت ببرند.(8)
در منابع معتبر اسلامى نام سيزده زن ياد مى شود كه به هنگام ظهور قائم آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم زنده خواهند شد و در لشكر امام زمان به مداواى مجروحان جنگى و سرپرستى بيماران خواهند پرداخت.
طبرى در دلائل الامامة، از مفضل بن عمر نقل كرده كه امام صادق فرمود: همراه قائم (آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم ) سيزده زن خواهند بود. گفتم آنها را براى چه كارى مى خواهد؟
فرمود: به مداواى مجروحان پرداخته، سرپرستى بيماران را به عهده خواهند گرفت. عرض كردم: نام آنها را بفرماييد.
فرمود: قنواء، دختر رشيد هجرى، ام ايمن، حبابه والبيه، سميه، مادر عمار ياسر، زبيده ام خالد احمسيّه، ام سعيد حنفيه، صيانه ماشطه، ام خالد جهنّيه.(9)
صيانه ماشطه در زمان حضرت موسى مى زيسته است و مادر عمار ياسر در ابتداى بعثت به شهادت رسيد. حبابه در زمان على عليه السلام و قنواء در زمان امام حسن و امام حسين عليه السلام و بقيه در زمان هاى ديگر زندگى مى كرده اند.
اين گروه سيزده نفرى رجعت خواهند كرد و خداوند براى قدردانى از آنها، به بركت امام زمان آنها را زنده خواهد كرد.
در اين روايت امام صادق عليه السلام از آن سيزده زن فقط نام نه نفر را ياد مى كند. در كتاب خصايص فاطمى (10) به نام نسيبه، دختر كعب مازينه، و در كتاب منتخب البصائر به نام وتيره و أحبشيه اشاره شده است.(11)
جز اين سه نفر، نام ديگرى به ميان نيامده است.
 

زنان سرافراز

1. صيانه ماشطه
او يكى از همان سيزده بانويى است كه در دولت حضرت مهدى عليه السلام زنده شده، به دنيا باز مى گردد. وى همسر حزقيل، پسر عموى فرعون، و شغلش آرايشگرى دختر فرعون بود. او همانند شوهرش به پيامبر زمان خود، حضرت موسى، ايمان آورده بود امّا همچنان ايمان خود را پنهان مى كرد.
نوشته اند: روزى وى مشغول آرايش دختر فرعون بود كه شانه از دستش افتاد و بى اختيار نام خدا را بر زبان جارى ساخت. دختر فرعون گفت: آيا نام پدر مرا بر زبان آوردى؟ گفت: نه، بلكه نام كسى را بر زبان آوردم كه پدر تو را آفريده است. دختر فرعون ماجرا را نزد پدر بازگو كرد و فرعون صيانه را احضار كرد و گفت: مگر به خدايىِ من اعتراف ندارى؟ گفت: هرگز! من از خداى حقيقى دست نمى كشم و تو را پرستش نمى كنم.
فرعون دستور داد تا تنور مسى برافروزند و همه بچه هاى آن زن را در حضورش در آتش افكنند. چون نوبت به طفل شيرخوارش رسيد صيانه مى خواست به ظاهر از دين برائت جويد كه كودك شيرخوارش به زبان آمد و گفت: مادر صبر كن كه تو بر حق هستى! فرعونيان آن زن و بچه شيرخوارش را در آتش افكنده، سوزاندند و خداوند در اثر صبر و تحمل آن زن در راه دين، او را در دولت امام مهدى زنده مى گرداند تا هم به آن حضرت خدمت كند و هم انتقام خود را از فرعونيان بگيرد.

2. سميه، مادر عمار ياسر
وى هفتمين نفرى بود كه به اسلام گرويد و بدين سبب دشمن سخت به خشم آمد و بدترين شكنجه ها را بر او روا داشت. (12)
او و شوهرش ياسر در دام ابوجهل گرفتار آمدند و او نخست آنها را اجبار كرد كه پيامبر خدا را دشنام دهند، امّا آنها حاضر به چنين كارى نشدند. او نيز زره آهنى به سميه و ياسر پوشانيد و آنها را در آفتاب سوزان نگه داشت. پيامبر كه گاه از كنارشان عبور مى كرد آنها را به صبر و مقاومت سفارش مى نمود و مى فرمود: «صبراً يا آل ياسر فان موعدكم الجنة»:

 اى خاندان ياسر، صبر پيشه سازيد كه وعده گاه شما بهشت است. سرانجام ابوجهل بر هر يك ضربتى وارد ساخت و ايشان را به شهادت رساند. (13)
خداوند اين زن را به پاداش صبر و مجاهدتى كه در راه اعتلاى اسلام نشان داد و بدترين شكنجه را از دشمن خدا تحمل كرد، در ايام ظهور مهدى آل محمد صلي الله عليه و آله وسلم زنده خواهد نمود تا تحقق وعده الهى را ببيند و در لشكر ولىّ خدا به ياوران آن حضرت خدمت كند.

3. نسيبه، دختر كعب مازنيه
او معروف به ام عماره و از زنان فداكار صدر اسلام است كه در برخى از جنگهاى پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله وسلم شركت جسته و مجروحان جنگى را مداوا كرده است. او در جنگ احد بهترين نقش را ايفا كرد. با ديدن صحنه فرار مسلمانان و تنها گذاشتن پيامبر به دفاع از جان شريف پيامبر پرداخت و در اين راه بدنش زخم هاى فراوان برداشت.
پيامبر عزيز اين فداكارى را ستود و به فرزندش عماره چنين فرمود: امروز مقام مادر تو از مردان جنگى والاتر است.(14)
پس از فروكش كردن جنگ، نسيبه با سيزده زخم (15) سنگين به همراه ديگر مسلمانان به خانه برگشت و به استراحت پرداخت. با شنيدن فرمان پيامبر خدا صلي الله عليه و آله منبع آماده رفتن شد، امّا به علت شدت خونريزى نتوانست شركت كند. همين كه پيامبر از تعقيب دشمن برگشت، پيش از آنكه به خانه برود، عبدالله بن كعب مازنى را براى احوالپرسى نسيبه و سلامتى وى به نزد او فرستاد و چون از سلامتى وى آگاه گشت شادمان موضوع را به پيامبر خبر داد.(16)
نسيبه از كسانى است كه براى يارى امام مهدى عليه السلام زنده خواهد شد.(17)

4. امّ ايمن
از زنان پرهيزكار و خدمتكار حضرت رسول صلي الله عليه و آله وسلم است. پيامبر به او مادر خطاب مى كرد و مى فرمود: «هذه بقية اهل بيتى»: (18) اين زن، باقى مانده اى از خاندان من است. وى همواره در كنار زنان مجاهد، در جبهه جنگ به مداواى مجروحان مى پرداخت.(18)
ام ايمن از شيفتگان خاندان امامت بود كه در ماجراى فدك، حضرت زهرا عليه السلام او را به عنوان شاهد معرفى كرد. وى پنج يا شش ماه پس از پيامبر از دنيا رفت.(20)
خداوند به بركت مهدى آل محمد عليه السلام به هنگام ظهور، او را زنده مى گرداند تا در لشكر گاه امام به خدمت گماشته شود.

5. امّ خالد
در روايت دو بانو بدين نام مشهور شده اند: ام خالد احمسيه و ام خالد جهنّيه. شايد مقصود ام خالد مقطوعة اليد (دست بريده) باشد كه يوسف بن عمر، پس از به شهادت رساندن زيد بن على بن الحسين در كوفه، دست او را به جرم شيعه بودن قطع كرد. در كتاب رجال كشّى درباره شخصيت و مقام اين زن فداكار از امام صادق عليه السلام مطلبى ذكر گرديده كه حايز اهميت است. ابو بصير گويد: در خدمت امام صادق نشسته بوديم كه ام خالد مقطوعه اليد از راه رسيد. حضرت فرمود: اى ابابصير، آيا ميل دارى كه كلام ام خالد را بشنوى؟ من عرض كردم: آرى اى فرزند رسول خدا، با شنيدن آن شادمان مى گردم.... درهمان موقع ام خالد به خدمت امام آمد و سخن گفت. ديدم وى در كمال فصاحت و بلاغت صحبت مى كند. سپس حضرت پيرامون موضوع ولايت و برائت از دشمنان با او سخن گفت.(21)

6. زبيده
مشخصات كاملى از او نقل نشده است. احتمال دارد زبيده زن هارون الرشيد باشد كه شيخ صدوق (ره) درباره اش گفته است: وى يكى از هواداران و پيروان اهل بيت است. هنگامى كه هارون دانست از شيعيان است قسم خورد كه طلاقش دهد. زبيده كارهاى خدماتى بسيارى داشت كه يكى آبرسانى به عرفات است. همچنين نوشته اند وى يكصد كنيز داشت كه پيوسته مشغول حفظ قرآن بودند و هميشه از محل سكونت او صداى تلاوت قرآن شنيده شد. زبيده در سال 216 ق. رحلت كرد.(22)

7. حبّابه والبيّه
از زنان والامقامى است كه دوره زندگى هشت امام معصوم را درك كرد و پيوسته مورد لطف و عنايت ايشان قرار داشت. در يك يا دو نوبت به وسيله امام زين العابدين و امام رضا عليه السلام جوانى اش به او بازگردانده شد. اولين ملاقات وى با اميرمؤمنان عليه السلام بود كه از آن حضرت دليلى بر امامت درخواست كرد. حضرت در حضور وى سنگى را برداشت و بر آن مهر خود را نقش كرد و اثر آن مهر در سنگ جاى گرفت و به او فرمود: پس از من هر كه توانست در اين سنگ چنين اثرى بر جاى بگذارد او امام است. از اين رو حبابه پس از شهادت هر امامى نزد امام ديگر مى رفت و آنان مهر خود را بر همان سنگ مى زدند و اثر آن نقش مى بست. نوبت كه به امام رضا عليه السلام رسيد حضرت نيز چنين كرد. حبابه نه ماه پس از رحلت امام رضا عليه السلام زنده بود و پس از آن بدرود حيات گفت.(23)
روايت شده است كه وقتى حبابه به خدمت امام زين العابدين رسيد يكصد و سيزده سال از عمرش سپرى شده بود. حضرت با انگشت سبابه خود اشاره اى نمود و جوانى اش بازگشت.(24)
همچنين نوشته اند: صورت حبابه از زيادى سجود سوخته و از عبادت همانند چوب خشكيده اى شده بود.(25)

8. قنواء
دختر رشيد هجرى، يكى از شيعيان و پيروان على عليه السلام و خود از ياران با وفاى حضرت امام جعفر صادق عليه السلام است (26). وى دختر بزرگمردى است كه در راه محبت و دوستى اميرمؤمنان به طرز دلخراشى به شهادت رسيد. از گفتار شيخ مفيد برمى آيد كه قنواء به هنگام ورود پدرش نزد عبيدالله بن زياد شاهد قطع دو دست و دو پاى پدر خود بوده و به كمك ديگران بدن نيمه جان پدر را از دارالاماره بيرون آورده و به خانه منتقل كرده است. روزى قنواء به پدرش گفت: پدر جان، چرا اين همه خود را به رنج و مشقت عبادت مى اندازى! پدر در جواب گفت: دخترم، پس از ما گروهى خواهند آمد كه بينش دينى و شدت ايمانشان از ما، كه اين همه خود را به زحمت عبادت انداخته ايم، بيشتر است.(27)

______________________________________________________________________


6. سوره بقره، آيه 243.
7.سوره بقره، آيه 259.
8. سفينة البحار، ج1، ص511.
9.دلائل الامامة، ص260.
10. رياحين الشريعه، ج5، ص41؛ به نقل از خصايص فاطميه
11. چشم اندازى از حكومت مهدى عليه السلام ، ص74؛ به نقل از بيان الائمه، ج3، ص338
12. اسدالغابه، ج5، ص481.
13. رياحين الشريعه، ج4، ص353.
14. مغازى واقدى، ج1، ص273.
15. مغازى واقدى، ج2، ص268.
16. مغازى واقدى ج1 ص270.
17. رياحين الشريعه، ج5، ص41؛ به نقل از خصايص فاطمه.
18. چشم اندازى از حكومت مهدى عليه السلام ، ص76؛ تهذيب الكمال، ج35، ص329.
19. نقش زنان مسلمان در جنگ، ص20.
20. قاموس الرجال، ج10، ص387. 21. رياحين الشريعه، ج3، ص381؛ به نقل از تنقيح المقال مامقانى.
22. تنقيح المقال، ج3، ص78.
23. سفينة البحار، ج1، ص204.
24. همان.
25. همان.
26. جامع الرواة، ج2، ص458؛ رجال شيخ طوسى، ص341.
27. اختصاص شيخ مفيد، ص 73072.
 

                          منبع: کتاب زنان در حکومت امام زمان (عج) نوشته آقای طبسی