shahid 's site...:: www.sobh.org ::...
شنبه 2 آذر 1387  06:05:51 ق.ظ   >فرم آزادگان

 

بسمه تعالي
پدرم، برادرم
خسته از رنج سال‌ها صبوري چون پرستويي عاشق به آغوش مشتاق ميهن که سال‌ها در انتظار بازگشت تو با چشماني مضطرب همه دشت‌ها و کوه‌ها را پاييده بود بازگشتي و چه شيرين بود لحظه آمدنت؛ آن قدر شيرين که گويي نبض زمين و زمان به تپيدن آمده بود و درخت‌هاي برپا ايستاده چه با تواضع برگ‌هاي خود را نثار قدوم تو سرو دلاور کردند که شدي اسوه‌ي ايستادگي در اين مرز پُرگهر و اينک بيا و بگو با اين جان‌هاي مشتاق حديث سال‌ها حماسه خموشت را که بلاشک فخرآفريني تو آبروي ايران و ايراني است.
نوشته‌هاي تو برگ زرّين ديگري است بر سينه اين دفتر و ياران صبح تراوش قلمت را با هديه‌هاي نفيس پاس خواهند داشت تا نشاني باشد از قدرداني اين جمع از دلاوراني چون تو
.
 

نام خانوادگی:

نام :

نام پدر :

نام مستعار در اسارت:

کد آزادگی :

کد جانبازی :


میزان تحصیلات

رشته تحصیلی :

قبل از اسارت :

رشته تحصیلی :

بعد از اسارت :


یگان اعزام کننده :

ارتش سپاه پاندارمری جهاد سازندگی بسیج غیره

مدت اسارت

روز : ماه : سال :

درصد جانبازی :

تاریخ آزادی :

نام اردوگاه های محل اقامت :



فعالیت های دوران اسارت

علمی

فرهنگی

هنری

ورزشی

ابداعات و اختراعات



خاطره اولین اعزام به میادین نبرد حق علیه باطل :


چگونه به اسارت نیروهای رژیم بعث عراق در آمدید؟


نگرش و برخورد ماموران در اسارتگاه با اسرای ایرانی چگونه بود ؟


در ایام اسارت بیشتر چه فکری در مورد خانواده شما را به خود مشغول می کرد؟


احساس شما در هنگام بازگشت به ایران نسبت به اقوام و آشنایان چه بود؟


آیا در ایام اسارت کسی از نزدیکان شما به شهادت رسید؟ عکس العمل شما نسبت به این واقعه چه بود؟


آیا در ایام اسارت مجروح شدید؟ عکس العمل خانواده نسبت به مساله جانبازی شما چه بود؟

 

در اولین لحظه ورود به خاک ایران چه احساسی داشتید؟


چگونه از آزادی اسرا و قرارداد مابین ایران و عراق اطلاع یافتید؟


آدرس پست الکترونیک خود را حتما برای ما بگذارید