... تا شهيد شويم

بخشي از نامه علي شمخاني، فرمانده سپاه خوزستان: مسئولين، مسلمين، به داد ما برسيد! اين چه سازمان رسمي شناخته‌شده‌اي است كه اسلحه انفرادي ندارد؟ چه بايد بگويم كه شما را به تحرك وا دارد؟ اين را بگويم كه از 150 پاسدار خرمشهر، تنها 30 نفر باقي مانده. بگويم كه ما با 30خمپاره خونين شهر را تا 30 روز نگه مي‌داريم و امروز 30 تفنگ نداريم. واقعيت اين است كه امروز ارتش نمي‌تواند بدون سپاه و سپاه بدون ارتش كوچك‌ترين تحركي داشته باشند.
خدا مي‌داند ما تانك‌هاي دشمن را لمس كرديم. فغان‌هاي زنانه‌ي آن‌ها را در شبيخون‌هاي خود شنيده‌ايم. سلاح را به دست صالحين بدهيد. تا به حال دشمن حسرت گرفتن يك اسلحه كمري از پاسداران را به دل داشته و خواهد داشت. ما برپادارندگان كربلاي 30 روزه خرمشهريم. شهداي 25 روزه ما هنوز دفن نشده‌اند. ما بهشت را زير سايه شمشيرها مي‌بينيم. به داد ما برسيد ما اسلحه و امكانات نياز داريم. ما در راه خدا جان داريم كه بدهيم. امكانات دادن جان را نداريم. به خود بياييد. اگر وساطت كنيد و ما را به حديد خدا مسلح سازيد، فضرب الرقاب خويش را تا سقوط دولت بعث عراق و ديگر زورمندان ادامه خواهيم داد و گرنه تا آن زمان مبارزه خواهيم كرد كه شهيد شويم و تكليف شرعي خود را به جاي آوريم.

 

منبع : كتاب خرمشهر در جنگ طولاني صفحه ي 377