سخنراني  سيد حسن نصرالله

 به گزارش پرس.تي.وي _ بيروت، سيد حسن نصرالله دبيرکل حزب‌الله به مناسبت هفتمين روز شهادت عماد مغنيه در حسينيه سيدالشهدا بيروت سخناني ايراد کرد. متن کامل اين سخنراني به شرح زير است:
در ابتدا از طرف خود و خانواده شهيد عماد مغنيه و رهبري حزب‌الله و تمامي برادران و خواهران عضو حزب‌الله و مجاهدان مقاومت اسلامي از همه کساني که به ما تسليت گفته و ابراز همدردي کردند تشکر مي‌کنم. از مراجع عظام و تمامي رهبران اسلامي و مسيحي و روساي جمهور، وزرا و نمايندگان کنوني و سابق و رهبران سياسي و حزبي و نظامي و امنيتي و شخصيت‌هاي رسانه‌اي، اجتماعي و... در لبنان و جهان اسلام و عرب و تمامي جهان تشکر مي‌کنم. از تمامي کساني که مجالس عزاداري در لبنان و ديگر نقاط جهان برپا کردند تشکر مي‌کنم. از آيت‌الله العظمي خامنه‌اي به خاطر پدري و توجه خاص خود تشکر مي‌کنم که پيام ارسال کرده و سخناني ايراد فرموده و مجلس عزاداري برپا نمودند. از رئيس‌جمهور ايران دکتر احمدي‌نژاد که هييتي را به نزد ما در روز تشييع ارسال کرد تشکر مي‌کنم. از ده‌ها هزار نفر که در مراسم تشييع در هوايي نامساعد شرکت کردند تشکر مي‌کنم. از شما برادران و خواهران که امروز نيز در اين مراسم شرکت کرديد تشکر مي‌کنم. حضور و مشارکت امروز شما براي ما ارزش بسياري دارد. اشخاص بزرگي خون خود را براي سربلندي ما و ميهنمان مي‌دهند. ما امروز در مجلس و محفل شهداي بزرگ خود هستيم. هر کدام از اين شهدا به خاطر جهاد و شهادت و فداکاري خود تبديل به نمادي براي مرحله‌اي مشخص شدند. شهداي بزرگ ما نقاط مشترک زيادي با هم دارند که از آن جمله مي‌توان به محبت و احساسات انساني والا و جهاد خونين و افتادگي و صداقت و محبت مردم و ثبات و... اشاره کرد. هر شهيدي از اين عده نمادي براي مسير و فداکاري ما هستند، ولي نمادي براي مرحله‌اي مشخص هستند. در مواجهه با تجاوز هميشگي اسرائيل که از زمان سقوط فلسطين در 1948 شروع شد، تجاوز اسرائيل به لبنان و خصوصاً جنوب آن متوقف نشده است. اگر چه در شرايط کنوني بسياري از لبناني‌ها با آن مرحله آشنا نبوده و يا از آن غافل هستند و متاسفانه بسياري از کساني که خود را جزو رهبران سياسي کشور مي‌دانند نيز اين مرحله را تجاهل مي‌کنند. به ياد دارم هنگامي که استراتژي دفاع ملي را در مجلس نمايندگان بررسي مي‌کرديم و تجاوزات اسرائيل را از 48 تا ابتداي دهه هفتاد مطرح کرديم، برخي از حضار اعتراض کردند که اسرائيل در اين فرصت زماني کاري نکرده و مشکل اسرائيل با لبنان از زمان ورود فلسطينيان شروع شد.اين موضوع يک جهل و غفلت است.
     در همان جلسه برخي از مسئولان مجلس نمايندگان فهرست جنايات اسرائيل در لبنان از سال 48 را آوردند و با مدرک ارائه کردند که در برخي از آن ها 180 لبناني قرباني شده بودند. برخي از عناصر نيروهاي امنيتي ربوده شده و سپس آزاد مي‌شدند. تجاوزات اسرائيل عليه لبنان از آن زمان تاکنون متوفف نشده است.من پيش از اين که به مرحله عباس موسوي، راغب حرب و عماد مغنيه برسم، از اين مرحله شروع مي‌کنم. به تمامي آن بيچارگاني که از تصميم جنگ و صلح سخن بر زبان مي‌آورند، مي گويم که اين تصميم‌گيري در اختيار شما نيست بلکه در اختيار اسرائيل است. ما تنها حق طبيعي و شرعي و اسلامي و انساني خود در دفاع از مردم و مهين خود را در زمان شانه خالي کردن دولت و جهانيان انجام مي‌دهيم. اگر شما قصد داريد تصميم‌گيري جنگ و صلح را در اختيار بگيريد بايد شجاعت داشته باشيد تا آن را از اولمرت و اربابان او در آمريکا بگيريد.امروز به اصطلاح جديدي به عنوان «جنگ باز و گسترده» رسيديم. در حقيقت جنگ باز و گسترده از زماني جريان دارد که هنوز هيچ کدام از ما به دنيا نيامده بوديم. آن ها اين جنگ را عليه لبنان و فلسطين از سال‌ها قبل شروع کردند. شما مي‌خواهيد که لبنان را بي‌طرف کنيد؛ ولي اسرائيل با اين امر مخالفت مي‌کند. امام شرف‌الدين سال‌ها قبل از دولت لبنان مي‌خواست که اقدامي صورت دهد و پس از آن نيز امام موسي صدر بود که دولت و کشورهاي عربي را فرا مي‌خواند که ارتش را به مرزها براي دفاع از لبنان ارسال کند؛ ولي ارتش در آن زمان ارتشي ملي نبود بلکه براي حمايت از امتيازات خانوادگي و نه اهالي جنوب لبنان فعاليت مي‌کرد. کسي به امام موسي صدر گوش فرا نداد. تا زماني که کار به جايي رسيد که او خود خواستار خريد و حمل سلاح و آموزش جوانان و تبديل تمامي روستاهاي جنوب لبنان به قلعه‌اي نفوذناپذير براي دفاع از خود در برابر تجاوزات اسرائيل شد. در هر حال تجاوز اسرائيل ادامه يافت و بزرگترين و خطرناکترين آن در سال 1982 رخ داد که اسرائيلي‌ها قصد داشتند هويت لبنان و موقعيت آن و معادلات منطقه‌اي را در سايه حمايت بين‌المللي و سکوت عربي و همکاري داخلي شروع کردند. جوي از نااميدي و ضعف و ترس حکمفرما شد و حتي گفته شده که ما وارد دوره‌اي اسرائيلي شديم که از آن خارج نخواهيم شد.
 آن زمان شيخ راغب حرب با شهادت و خون پاک خود وارد شد (که البته چيزي از فداکاري ديگران کم نمي‌کند). از 1982 تا 1985 مرحله بيداري مردم و شکستن ترس و اطمينان بخشي و احساس پيروزي در مردم شروع شد. مقاومت مردمي در کنار مقاومت مسلحانه شروع شد. شيخ راغب حرب نماد اين مرحله بود که با دست دادن و لبخند زدن در برابر دشمنان مخالفت کرد. عذاب زندان را براي مدت‌هاي طولاني تحمل کرده و با عزم و اراده بيشتري بيرون آمد. او روستا به روستا و مسجد به مسجد حرکت مي‌کرد تا مردم را بيدار کرده و روحيه شجاعت و ايمان به خدا و اعتماد به نفس را تقويت بخشد. مقاومت مسلحانه قوي و مقاومت مردمي بيدار بود که موفق شد شکست را به صهيونيست‌ها تحميل کند. شهادت او پيروزي سريعي براي مقاومت در سال 85 رقم زد که صهيونيست‌ها از جبل و بيروت و حومه‌ها و صيدا و صور و نبطيه فرار کرده و پشت کوه‌ها در نوار اشغالي مرزي پنهان شدند.

شهادت شيخ راغب حرب سرفصل اين مرحله و پيروزي بود.

پس از سال 85 مرحله جديدي شروع شد. مقاومت وارد عمل نظامي و مسلحانه و منظم شد و مقاومت مردمي را در نقاط مرزي شروع کرد. در آن مرحله رهبر ما سيد عباس موسوي بود که عضوي در رهبري حزب‌الله بود. هنوز دبيرکل نداشتيم، ولي او اصرار داشت که به جنوب برود و مسئوليت حزب‌الله در جنوب را بر عهده گيرد. سيد عباس موسوي در جريان سال‌ها در جنوب بر مقاومت اشراف داشت و در اتاق‌هاي عمليات حاضر شده و نبرد را اداره مي‌کرد و مجاهدين را بدرقه کرده و از بازماندگان استقبال مي‌کرد. او روستا به روستا نقل مکان کرده و خون شهدا و عرق مجاهدان و نفس پاک آن ها را فرياد مي‌زد. سيد عباس موسوي سال‌هاي آخر عمر خود را در خودرو سپري مي‌کرد. ما آن زمان با او شوخي مي‌کرديم که خانه‌ات ماشينت است. خوشي و شادي و غم و... او در مقاومت بود. او راه مقاومت مسلحانه منظم را به ما ياد داد و فرهنگ و برنامه و سلوک حزب‌الله را پايه‌ريزي کرد به خصوص هنگامي که دبيرکلي حزب را پذيرفت و سپس به شهادت رسيد. شهادت او مرحله‌اي را شروع کرد که مقاومت در روندي رو به رشد و نه انتقام‌گيري کورکورانه قرار گرفت. اين مرحله در مقاومت از 16 فوريه 1992 تا 25 مي‌2000 طول کشيد تا در نهايت پيروزي را به دست آورديم و خون سيد عباس موسوي باعث اين پيروزي شد. خون او محبت مقاومت را وارد تمامي قلب‌ها و منازل در لبنان و جهان عرب کرد. اين محبت باعث پيشرفت و تغيير مقاومت شد و بيشترين پايگاه مردمي را براي مقاومت ايجاد کرد که اين شروع مرحله سوم بود. با افتخار و سربلندي مي‌گويم که عنوان و نماد مرحله سوم، عماد مغنيه بود. بايد انصاف را در مورد او رعايت کرد.
مرحله جديد بر پيشبرد کار مقاومت در عرصه رسانه‌اي و بيشتر کردن امکانات و افزايش عمليات و تحول استراتژي مقاومت از جنگ شبه‌نظامي و چريکي به مدرسه‌اي نظامي تکيه داشت. مقاومت تبديل به موسسه‌اي شد که توقفي در برنامه‌ها و روزمرگي خود و مسير استراتژيک خود نداشته و متکي به يک نفر نيز نبود. اين مرحله موفقيت‌ها و پيروزي‌ها و توازن ترس با دشمن بود. عماد مغنيه از مهمترين رهبران اين مرحله بود که در کنار دوستان خود از مجاهدان آن را رقم زد.
جهانيان و آنهايي که ارزش حاج عماد را کم مي‌دانند، بايد بدانند که او رهبري عمليات ميداني در عمليات آزادسازي 2000 را بر عهده داشت، ولي هيچ سخني نگفت و کنفرانسي مطبوعاتي تشکيل نداد و نگفت که من رهبر و فرمانده و سازنده پيروزي بودم چرا که او فرزند مدرسه‌اي بود که براي خدا مجاهدت کرده و از کسي انتظار پاداش ندارد.
حاج عماد رهبر اولين عمليات اسيرگيري پس از آزادي جنوب لبنان و همچنين عمليات پيچيده اسارت تننباوم بود که در نهايت منجر به آزادسازي تعداد زيادي از اسراي لبناني و عربي شد. عماد از سال 2000 فرمانده طرح بزرگ آماده‌سازي براي دفاع از لبنان در برابر هر تجاوزي بود. پس از پيروزي در سال 2000 مردم زندگي طبيعي خود را شروع کردند، ولي حاج عماد مغنيه روز و شب تلاش مي‌کرد تا براي روزي آماده شود که مي‌دانست اسرائيل به لبنان حمله مي‌کند؛ چرا که طمع‌کاري آن حد و مرزي ندارد و بايد انتقام سال 2000 را بگيرد.
پس از آن زمان جنگ تابستان گذشته و پيروزي در آن جنگ رسيد. حاج عماد از فرماندهان بزرگ جنگ پيش از آن و پس از جنگ بود. اگر در اين جنگ پيروز شديم به اين دليل بود که مردان و رهبراني بزرگ و با برنامه داشتيم که در رأس آن ها عماد مغنيه قرار داشت.
اگر بخواهيم او را بدون افراط و تفريط توصيف کنيم بايد اين حق را ادا کرده و بگوييم او از خلال موقعيت خود در حزب‌الله که وارث خون شهدا بود، فرمانده دو پيروزي بر حق بود. در سال 2000 و جنگ تابستان 2006.
پس از جنگ گذشته او باز هم شب و روز کار مي‌کرد. چرا که ما مطمئن بوديم دشمن براي جنگ جديدي آماده مي‌شود. و چنان چه نتايج جنگ اخير درست بررسي شود، باعث نابودي نهايي اسرائيل مي‌شود.
ما پيش از آن که دشمن کار خود را تمام کند، نقاط قوت خود و دشمن و نقاط ضعف خود و دشمن را بررسي کرديم و نسبت به رفع نقاط ضعف و تقويت نقاط قوت خود اقدام کرديم.
عماد شهيد شد و ماموريت خود را تکميل کرد. چيزي باقي نمانده که او تکميل نکرده باشد. او با شخصيت خاص و متواضع و مغز نابغه خود کارش را تمام کرد و رفت و اين امانت بزرگ را در اختيار ما گذاشت. او نماد مرحله‌اي بسيار نزديک شد که بيانگر قدرت بي حد و اندازه مقاومت است.
مقاومتي که با ارتشي مجهز مبارزه مي‌کند با مقاومتي که در برابر تجاوز ايستادگي مي‌کند و اجازه نمي‌‌دهد که لبنان اشغال شده و سپس دشمن را شکست مي‌دهد، تفاوت زيادي دارد. اين انتقال از مرحله مقاومت در سرزمين براي عقب راندن دشمن تا مقاومت مردمي بازدارنده و شکست‌دهنده نمونه‌اي در جهان و تاريخ ندارد. مقاومت معمولاً از سرزمين دفاع مي‌کند ولي جلوگيري از اشغال را تاکنون نديده‌ايم.
در يادبود اين شهيد مايلم به برخي نقاط در ارتباط با شهادت عماد اشاره کنم:
اول: ترور مغنيه بعد از دقيقا 25 سال پيگرد و پيگيري و همکاري‌هاي اطلاعاتي آمريکا و اسرائيل براي ربودن يا ترور او صورت گرفت. با اين حال فرق بين حاج عماد و برخي ديگر از افراد تحت پيگرد چيست؟ آن ها نمي‌توانستند هرگز به او دست يابند. آن ها موفقيت خود را در ترور عماد مي‌بينند. ما موفقيت عماد را 25 سال مبارزه با آن ها و عدم پنهان شدن در غار مي‌دانيم به خصوص اين که او ظرف ده سال گذشته آشکارا فعاليت مي‌کرد و در هر کجا حاضر بود. در جبهه و خط مقدم حاضر بود. دشمن و سربازان آن قبل از آزادي 2000 و پس از آن گمان نمي‌کردند که اين عده جوانان که در تپه‌اي جمع شده و برنامه‌ريزي مي‌کنند، حاج عماد را در ميان خود دارند. او توانست 25 سال زنده مانده و مبارزه کند و اين يک موفقيت بزرگ براي مدرسه حزب‌الله است.
دوم: ما اسرائيل را دشمن و مسئول ترور مي‌دانيم. ما در اين موضوع واضح و آشکار سخن گفتيم. برخي تلاش دارند که مسير مسئوليت را متوجه ديگري بکنند که ما با آن مخالفيم. اين حق ماست که از بسته شدن برخي مراکز فرهنگي غربي در صيدا و طرابلس اظهار تعجب کنيم. يا از هشدارهاي غربي و عربي در مورد سفر به لبنان شگفت‌زده شويم.
اگر مقصود، احتياط در قبال ما است که ما هدفمان اسرائيل و انتقام از اسرائيل است. اگر مقصود ترس از ورود جرياني مشکوک است، بهتر است اين موضوع را صريح گفته و پنهان نگذارند. ما همه بايد از ورود کساني که از تنش در لبنان سود مي‌برند برحذر باشيم. اين مسئوليت آن هاست که اين موضوع را توضيح دهند. ما از اين کشورها مي‌خواهيم که به شکل مسئولانه و طبيعي رفتار کنند؛ مگر اين که احتمال ديگري وجود داشته باشد. سوءاستفاده از اين مناسبت براي ايجاد تنش بيشتر و سقوط ابتکار عمل عربي و حرکت به سمت بين‌المللي شدن مشکلات لبنان و سخن از قرار گرفتن لبنان در پرتگاه و جنگ و فروپاشي و اين که برويم به سمت شوراي امنيت صحيح نيست. اميدواريم اين طور نباشد.
سوم: استراتژي مقاومت در لبنان از قديم تاکنون آزادسازي خاک، اسرا و دفاع از لبنان در برابر تجاوزات اسرائيل است که هنوز نيز ادامه دارد. ما هنوز عليرغم درد زياد خود از شهادت عماد مغنيه از هرگونه گفت‌وگوي ملي که به استراتژي دفاعي ملي مناسب برسد که دولت و تمامي لبناني‌ها مسئوليت دفاع از کشور را بر عده گيرند، دفاع مي‌کنيم.

منبع: خبرگزاري مهر

 

 

 

.