مهاتما گاندي
حيات شخص پيامبر اسلام به نوبه خود نشانه و سرمشق بارزي براي رد فلسفه عنف واجبار در امر مذهب ميباشد.
جواهر لعل نهرو
مذهبي كه پيامبراسلام تبليغ ميكرد به واسطه سادگي و راستي و درستي آن و دارا بودن طعم دموكراسي و برابري, مورد استقبال تودههاي كشورهاي مجاور شد.
لئو تولستوي
لئو تولستوى ( 1910 ـ 1828 ) نويسنده مشهور روسى در كتاب خود به نام محمد [ صلى الله عليه و آله و سلم ] مىگويد: جاى هيچ گونه شبهه و ترديد نيست كه پيامبر اسلام از بزرگان مصلحين دنيااست، آن هم مصلحى كه به جامعه بشريت خدمات شايانى كرده است و اين فخر و مباهات براى او بس است كه يك ملت خونريز و وحشى را از چنگال اهريمنان عادات زشت و شنيع برهانيد و راه ترقى را بر روى آنان بازكرد و حال آن كه هر مرد عادى نمىتواند به چنين كار شگرفى اقدام كند و نتيجه بگيرد.
بنابراين شخص شخيص پيامبر اسلام، سزاوار همه گونه احترام و اكرام مىباشد شريعت پيامبر اسلام به علت توافق آن باعقل و حكمت در آينده عالم گير خواهد شد.
گوستاولوبون
طبق گفته تاريخ نويسان عرب، حضرت محمد بسيار خوددار و متفكر، كم حرف، احتياط كار، خوش قلب، در رفتار و كردار خود بسيار مراقب ادب و پاكيزگي خويش بود. تا پس از اين كه به ثروت و اقتدار نيز رسيد، هيچگاه كارهاي خود را به ديگري واگذار نكرد. او در برابر سختيها و دشواريها خوددار و متحمل، با همتي بلند، و در برخوردها مهربان و خوشرو بود. يكي از خدمتگذارانش نقل ميكند كه هيجده سال تمام خدمت او را انجام ميداد و در طول اين مدت، هيچگاه سخن تند يا كردار ملالآور حتي براي تنبيه كردن من نيز از او نديدم.
«پيغمبر اسلام توانست هدف مقدس واحدي براي تمام ملت عرب بنا كند؛ ملتهايي كه هدف و ايدهاي نداشتند و همين بناي عالي پيغمبر بود كه توانست به خوبي عظمت و شخصيت او را آشكار نمايد... .»
«معجزه كبراي پيغمبر اين بود كه توانست پيش از مرگ خود، قافله پراكنده عرب را گردهم آورد و از اين كاروان سرگردان و پريشان، ملت واحدي تشكيل بدهد بدانسان كه همه را در برابر يك دين، خاضع، فرمانبر و مطيع يك پيشوا گرداند.»
مسيوبارتلمي سن هيليارد
محمد صلىاللهعلىوآله در دوره خود، باهوشترين عرب و پرهيزگارترين و متديّنترين آنان، پرحوصله و بردبارتر از همه و نسبت به دشمنان از همه مهربانتر و خوشرفتارتر بود و بر پايه آن، امپراتورى عظيم و بىمانند اسلامى را برپا كرد كه ناشى از تفوق اين پيغمبر، بر رجال آن عصر بود و بس؛ اما دينى كه او آورد و مردم را به آن دعوت نمود، يك خير و بركت بزرگ بود و از اين رو، عموم ملل به او گرويدند و از آن بهرهمند شدند.
توماس كارلايل
دشمنان اگر به نظر حقيقت بنگرند خواهند فهميد در نفس اين مرد بزرگ افكاري فوق طمع و دنيوي و جاه و سلطنت بوده است.
هيوستن اسميت
هيوستن اسميت از محققان و انديشمندان پركارى است كه بخش بيشتر زندگىاش را به مطالعه اديان جهان و عرفان اختصاص داده است. او در سال 1919 در چين به دنيا آمد از پدر و مادرى كه مبلغ مذهبى بودند و تا 17 سالگى در چين ماند. درسال 1945 دكترايش را در رشته فلسفه دين از دانشگاه شيكاگو دريافت كرد.
اسميت در دانشگاههاى مختلف به تدريس فلسفه و تاريخ اديان پرداخته است از جمله در دانشگاه واشينگتن، دانشگاه كاليفرنيا و مؤسسه تكنولوژى ماساچوست (T.I.M) . برخى از كتابهاى اسميت عبارتند از:" حقيقت فراموش شده "، "پاك كردن درهاى ادراك" ، "فراسوى تفكر پست مدرن"، جايگاه معنى در تمدنى جهانى" و درآمدى بر آشنايى با اسلام. معروفترين كتاب او اديان جهان است كه در سال 1958 به رشته تحرير درآمد و سالها متنى درسى در رشته تاريخ ايران بود . جديدترين كتاب هيوستن اسميت « چرا دين مهم است؟» نام دارد كه به عنوان بهترين كتاب 2001 درباره دين برنده جايزه ويلبر شد.
هيوستن اسميت درباره پيامبر اسلام مى گويد:
پيامبر در دنياى اسلام، بستر ظهور و تجلى وجود مطلق در زندگى بشر است. پيامبر الگويى الهى و آسمانى است كه عقل و اراده مسلمانان را متوجه خود مىسازد. مسلمانان پيامبر را دوست مىدارند و مىكوشند از او در كوچكترين جزئيات زندگى روزمره پيروى كنند. در خصوص عقل هم بايد گفت كه پيامبر نمايانگر لوگوس (يا عقل) متعالى است. هنگامى كه مسيح مىگويد: هيچ انسانى به نزد پدر (خداوند) راه نمىيابد جز به واسطه من اين نيز لوگوس است كه سخن مىگويد. در نزد مسيحيان اين كلمه كلى تقريباً برابر با عيساى ناصرى است. براى مسلمانان اين كلمه كلى و وحيانى عبارت از قرآن است كه به واسطه پيامبر اسلام ابلاغ شده است. محمد وجود مطلق و خود وحى نيست اما وجود مطلق حقاً و به طور متمايز خودش را از طريق او متجلى مىسازد.
آلافونس دولامارتين
اگر بزرگىِّ هدف ، كمىِ وسايل و عظمت نتيجه را براى يك نابغه بشرى مقياس بگيريم در تاريخ نظيرى مانند حضرت محمّد (ص) نمىتوان يافت، وى در ثُلث اراضى مسكونى امپراطورىها، ارتشها، قوانين، خاندانها و تودههاى عظيم بشرى را به حركت در آورد، بيشتر و با عظمت تر از آن اين است كه عقل ها، انديشهها، عقيدهها و روانها را به نهضت درآورد.
هيچ فردى داوطلبانه يا از روى اجبار هدفى عالىتر از هدف پيامبر اسلام نداشته است زيرا دين اسلام موجب از بين بردنِ موهوم پرستى گرديده است، همان موهوم پرستى كه بين خدا و مخلوقش به وجود آمده بود و همچنين باعث نزديك كردن انسان به خدا و توسعه عقيده معقولِ خداپرستى مىباشد و در ميان آن همه هرج و مرج و بىنظمى و اغتشاشِ بتپرستان و معتقدين به خدايان متعدّد، اسلام تنها فكر منطقى مىباشد.
هيچ پيامبرى نتوانسته است مانند پيامبر اسلام انقلابى آن چنان مقدّس و طولانى و پر اهميّت در آن مدت خيلى كم به مرحله عمل در آورد زيرا هنوز دو قرن از آغاز كار پيامبر اسلام نگذشته بود كه دين او نُضج گرفت و اول بار در سه ناحيه عربستان و سپس در سايه كلمه توحيد سواحل رود سيحون و هند غربى و مصر و حبشه و تمام آفريقاى شمالى و بيشتر جزاير مديترانه و قسمتى از خاك فرانسه و قسمت عمده سرزمين اسپانيا گسترش يافت.
رينولدالين نيكلسون
با ظهور {حضرت} محمد {صلي الله عليه و آله و سلم} پرده نفوذ ناپذير ظلمت آن عهد ناگهان كنار زده شد و مردم جزيره العرب، اساس محكم سنن تاريخي پيدا كردند.
منبع:
پايگاه اينترنتي پيامبر اعظم