Menu By Milonic JavaScript

Skip Navigation Links
صفحه اصلی >  لیست شهدای مدافعان حرم >  محمدرضا خاوری
زندگینامه
مرخصی
قسمت نبود
بی تابی نکنید
وابسته نشوید
محمدرضا خاوری

نام پدر: - تاریخ تولد: 1358/09/08
محل تولد: ایران - خراسان - مشهد تاریخ شهادت: 1394/07/27
محل شهادت: حلب طول مدت حیات: 36 سال
مزار شهید: بهشت رضا(ع)-مشهد-خراسان


زندگینامه
محمدرضا خاوری روز هشتم آذر ماه سال 1358 مصادف با تاسوعای حسینی در خانواده یی مهاجر، از پدر و مادری افغانستانی در حومه شهر مشهد متولد شد که با شروع جنگ های داخلی دوران کمونیست ها و با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران مهاجرت کرده بودند. محمدرضا تحصیلات ابتدایی اش را تا مقطع راهنمایی در مشهد گذراند، از لحاظ درسی در مدرسه بسیار مورد تحسین اساتید و همیشه شاگرد اول یا دوم بود.
سپس در سال 1373 در پی اخراج مهاجرین از ایران، به همراه خانواده مجبور به بازگشت به افغانستان شد. در هرات محمدرضا وقتی به مدرسه می رفت همه او را اذیت و آزار می دادند و به او لقب جوجه خمینی می‌دادند. وی که در جو ایران و پیروزی هشت سال دفاع مقدس بزرگ شده بود آن مردم و عقایدشان برایش عجیب، سخت و غیرقابل تحمل می‌نمود.
پس از یک سال زندگی در هرات به تنهایی به ایران بازگشت و وارد سپاه حضرت محمد(ص) شد. سپاهی که در آن روزها برای مبارزه با طالبان تشکیل شده بود. در سپاه به مطالعات زیادی پرداخت و بیشتر با خط فکری بزرگانی چون حضرت امام، شهید مطهری، شهید دکتر بهشتی، شهید چمران و... آشنا و شیفته آنان شد و به تقویت اراده و ایمان پرداخت.
در واقع محمدرضا از 17 سالگی رسماً وارد فعالیت های نظامی شد و دوره های بسیاری را گذراند و در زمینه اطلاعات و شناسایی فردی توانمند شده بود. وی در دوران تحصیل مدرسه در ایران علاقه خاصی به شهیدان بزرگی چون حاج احمد متوسلیان، شهید کاوه، شهید حسن باقری، شهید ابراهیم همت و... داشت و از آنان الگو می‌گرفت و همیشه در راهپیمایی ها و فعالیت‌های بسیج به طور مخفیانه(زیرا ورود اتباع به بسیج غیرقانونی بود) شرکت داشت. در این مدت رضا فردی انقلابی، مومن، مبارز و متخصص رشد کرد.
پس از اتمام جنگ افغانستان و با آمدن نیروهای ناتو و منحل شدن سپاه حضرت، محمدرضا وارد ارتش افغانستان شد و به خدمت به مردم آن قسمت از سرزمین‌ اسلام پرداخت و پس از چندی خدمت دارای پست نظامی و مالی خوبی شده بود اما نیروهای آمریکایی شروع به ردیابی بچه‌های سپاه حضرت و به شهادت رساندن آنان نمودند؛ (این افراد را برای خود خطرناک می‌دانستند؛ زیرا نیروهای آموزش دیده دست ایران بودند) و محمدرضا به همراه تعداد زیادی از همرزمان به ایران آمدند و به زندگی پر رنج و درد مهاجری پرداختند، اما باز هم ناراحت نبودند. تا زمان بهار عربی و اتفاقات بحرین این بچه‌ها تلاش کردند خود را به شیعیان بحرین برسانند اما به دلایلی نتوانستند. با آغاز جنگ 33 روزه لبنان تلاش داشتند خود را به آن خطه از جغرافیای اسلام برسانند که...گفتند حزب‌الله توان دفاع از خود را دارد و با این بچه‌ها همکاری نکردند و باز هم نتوانستند بروند. تا این که در سال 1390 هیئت متوسلین به حضرت رقیه(س) را تاسیس و ثبت نمودند و شروع به یافتن دوستان و همرزمان قدیمی سپاه حضرت محمد(س) نمودند و شهید ابوحامد، شهید فدایی، شهید حسینی، ...این اتفاقات سوریه را پیش بینی و برای آن برنامه ریزی کرده بودند با گردآوری این رفیقان قدیمی در قالب هیئت و کار فرهنگی اولین گروه 22 نفره را برای دفاع از حرم حضرت زینب(س) تشکیل دادند و اعزام کردند و گروه‌های دیگری را یکی پس از دیگری.
محمدرضا با شهیدان بزرگ مدافع حرم چون: شهید سیدحسین حسینی (اولین جانشین فرماندهی لشکر فاطمیون و فرمانده اطلاعات و عملیات که تابستان1392 در دمشق سوریه به شهادت رسید)، شهید ابوحامد(فرمانده لشکر فاطمیون)، شهید حسین فدایی(ذوالفقار)، سیدمحمدحسن حسینی(سیدحکیم) و... از دوران سپاه حضرت باهم آشنا و دوره‌های ویژه‌ی نظامی دیده بودند و در دوران جنگ با طالبان در افغانستان نیز دوشادوش هم حضور داشتند. خاک افغانستان که وطن آنان به حساب می‌آمد اما این بار تصمیم گرفتند تا زمین شام را از خون‌شان سیراب کنند و سرزمین توس را برای آرام گرفتن در جوار امام هشتم برگزیدند.
محمدرضا که نام جهادی حجت را برای خود برگزیده بود؛ در تاریخ 6 خرداد با سرپرستی دومین گروه به سوریه رفت و پس از چند هفته از ناحیه ساق پا مجروح شد و به عنوان اولین جانباز فاطمیون به مشهد بازگشت و پس از 4 بار عمل با یافتن بهبودی نسبی دوباره به جبهه‌های سوریه بازگشت. در مدت 9 ماه مجروحیت هم در مشهد پیگیر مشکلات رزمندگان، شهدا و خانواده‌هایشان بود و از راه دور هم مشاور شهید ابوحامد در کارها بود.
محمدرضا پس از بازگشت به سوریه هم به دلیل استعداد و توانایی خارق‌العاده‌اش در اطلاعات و شناسایی و تجزیه و تحلیل و به عنوان مشاور عملیاتی فرماندهی انتخاب شد و پس از دو سال سختی و تحمل درد و رنج فراوان، پس از دو سال رشادت سرانجام در 27 مهر ماه سال 1394 مصادف با پنجم محرم توسط عناصر اسرائیلی در عملیات آزادسازی حلب در سن 36 سالگی به شهادت رسید.
خودروی وی مورد اصابت دو موشک کورنت اسراییلی قرار گرفت و همان طوری که می‌خواست به دیدار معبود شتافت. پیکری که چون اباعبدالله سر در بدن نداشت و چون علمدارش دست و پا در بدن نداشت و پیکرش در آتش سوخت و چون مادرش زهرا در گمنامی رفت و به اندازه همان قنداق کودکی‌اش از این دنیا رفت.
پیکر مطهر او با سالروز واقعه 13 آبان در بهشت رضا(ع) مشهد مقدس تشییع و به خاک سپرده شد.
تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از
خبرگزاری تسنیم، تاریخ: - / - / -
وبلاگ مدافعان حرم، تاریخ: - / - / -