shahid 's site...:: www.sobh.org ::...
پنج شنبه 18 شهريور 1389  2:58:50 AM >شهدا > دفاع مقدس >سيدحميد داوودي >ازدواج


ازدواج


سيد در کردستان مشغول انجام خدمت وظيفه بود که شيپور جنگ نواخته شد حالا وقت شناسايي مردان خدايي بود با شروع جنگ ،قلب حميد در جبهه مي‌تپيد به همين دليل به پادگان غدير اصفهان رفت و مشغول گذراندن دوره آموزش اعزام به جبهه گرديد، در همين روزها ما به فکر ازدواج حميد بوديم، با اصرار به خواستگاري رفتيم و تمامي رسومات را به جا آورديم، اما از او خبري نبود و هنوز هم در اصفهان بود، هرچه که ما اصرار مي‌کرديم که به خانه برگردد او راضي نمي‌شد و مي‌گفت:من بايد حتماً به جبهه بروم، من در جبهه راحت‌ترم، در نهايت ما سند ازدواج را به اصفهان برديم تا حميد آن را امضا نمايد

منبع:کتاب ناظران وجه الله

راوي:خانواده شهيد

ازدواج
ردپاي نور