shahid 's site...:: www.sobh.org ::...
پنج شنبه 18 شهريور 1389  2:45:41 AM >شهدا > دفاع مقدس >ابراهيم اصغري >آخرين وداع


آخرين وداع


يک روز قبل از عمليات کربلاي 5 بود، بايد براي شناسايي به منطقه عملياتي مي‌رفتيم، لذا همراه برادران کادر گردان حرکت کرديم. وقتي که به منطقه رسيديم، طبق معمول سراغ او را از بچه‌ها گرفتم، تا اين‌که بالاخره پس از کلي پرس‌وجو توانستم سنگرش را پيدا کنم. اما او در سنگرش نبود، يکي از همسنگرانش گفت:
_ رفته شهر؛ مي‌خواست با خانواده‌اش تماس بگيرد.
من حسابي جا خوردم. محال بود به کسي اجازه خروج از موقعيت را بدهند. مخصوصاً اگر از بچه‌هاي اطلاعات عمليات باشد که منطقه عملياتي را شناسايي کرده‌اند و اين به خاطر مسائل امنيتي و پيش‌گيري از لو رفتن عمليات است.
فرداي آن روز به گردان ما پيوست. او پس از نماز مغرب و عشاء همه بچه‌ها را دور خودش جمع کرد و با صداي دلنشيني دعاي توسل خواند. عجب جمع با صفا و با معنويتي بود؟ ساعتي بعد از دعاي توسل ديدم کنار خاکريز ايستاده است. وقتي که ما را ديد، دوان دوان پيش آمد و گفت:
_ حلالم کنيد!
و روي ما را بوسيد. من بيشتر تعجب کردم. حسابي ماتم برده بود. اصلاً سابقه نداشت که به هنگام عمليات با کسي وداع کرده و حلاليت بطلبد. هميشه هنگام حرکت مي‌گفت:
_ انشاالله آن طرف همديگر را ديده و روبوسي مي‌کنيم.
ولي آن شب کلي فرق کرده بود. احساس مي‌کرد رفتي است. لذا با همه بچه‌ها خداحافظي کرد. وقتي هم که بچه‌هاي غواص گردان روانه شدند، او براي استتار، سر و روي آن‌ها را گل ماليد و خود به عنوان مسئول گروه اطلاعات گردان و بلد راه، پيشاپيش همه حرکت کرد. بچه‌ها مي‌گفتند: او اولين کسي بود که در داخل «آب‌هاي گرفته» شهيد شد.
بعد از عمليات کربلاي 5، وقتي که از يکي از برادران درباره قضيه آن روز صبح پرسيدم گفت:
_ آن روز صبح، وقتي از خواب بيدار شد، از مسئول واحد اجازه خواست که به شهر برود. او مي‌خواست تا با خانواده‌اش تماس گرفته و حلاليت بطلبد، ولي مسئول مربوطه اجازه نداد و گفت:
_ به هيچ وجه امکان ندارد. نمي‌توانم اين اجازه را به شما بدهم.
اما او دست‌بردار نبود و مي‌گفت:
_ اگر من حلاليت نگيرم، اصلاً نمي‌توانم در اين عمليات شرکت کنم!
خيلي اصرار کرد و بالاخره هم موفق شد.
او شهيد ابراهيم اصغري، عضو شوراي فرماندهي اطلاعات لشگر عاشورا بود که در عمليات کربلاي 5، در دشت شلمچه، دريچه‌هاي نور برويش گشوده گشت و او سوار بر مرکبي از خون به سوي جزيره ابديت روانه شد.

منبع:ويژه نامه غواصان دريادل-  تاریخ:  1375/12 -  صفحه: 13

آخرين وداع
وصيت ‌نامه
سخن شهيد