shahid 's site...:: www.sobh.org ::...

وصيت نامه


پس از حمد و سپاس خدا و درود بي‌پايان حضرت اشرف‌الانبيا محمدمصطفي (ص) و پس از گواهي به وحدانيّت خدا و رسالت و امامت انبياء و ائمه (ع).
اکنون که مجدداً عازم هستم و مي‌روم تا به حسين زمان خود لبيک گويم، مي‌روم در دانشگاه حسين (ع) دانشگاه انسان‌ساز لازم است تذکراتي چند را به عنوان وصيت‌نامه به عرض برسانم: ... هيچ هدف و مقصودي از رفتن به جبهه جز انجام وظيفه‌ي شرعي و کسب رضايت الهي نتوانسته محرک من باشد. و بايد عرض کنم که سعي کرده‌ام که فقط و فقط براي رضاي خدا، خشنودي او و اطاعت امر او به جبهه بروم و هيچ نيرو و عامل ديگري را در اين رابطه حتي براي يک مرتبه هم که شده، در آن راه ندهم. من کوشيده‌ام که حتي شهادت را که خود کمال بزرگي است و آرزوي متّقيان در طول تاريخ بوده، هدف من قرار نگيرد و به نظر من در اين برهه از زمان و مکان که اسلام شديداً به ياري و حمايت احتياج دارد و نداي هل من ناصرينصرني حسيني هرچه رساتر بلند است، در چنين موقعيتي نه تنها شهادت بلکه حتي فکر به شهادت نيز فرصت‌طلبي است.
از خدا مي‌خواهم که مرگم را شهادت در راه خودش قرار دهد؛ مرگم در بستر نباشد آري همواره از خداي بزرگ مي‌خواستم که در بستر نميرم بلکه کشته شوم و به خون خود بغلطم و حتي بسوزم و خاکستر شوم و از بين بروم تا بدنم حتي گوشه‌اي از اين دير فاني را اشغال نکند و با تمام وجود و با همه‌ي هستي و نيستي‌ام به سوي او پر بگشايم.
در هر صورت اگر از من جنازه‌اي باقي ماند، مرا در کنار دوستان حسين (ع) و لبيک‌گويان او در قبرستان دهدشت بگذاريد.... در کنار اين مبارزه و مجاهده در راه خدا و در جهت حمايت نظام جمهوري اسلامي موضوع، مبارزه و مجاهده با نفس است، فراموش نکنيد ....
.... مادر عزيز رنج‌کشيده تقاضايم از تو اين است که در نظر داشته باشي که اين دنيا گذرگاهي بيش نيست و هيچ‌کس در اين دنيا جاويد نمانده بلکه اين‌جا کشتزاري است که انسان‌ها بذر جاودانگي در آن دنيا را مي‌پاشند. تو نيز بايد با دل‌کندن از دنيا و مظاهر آن، خود را به خدا نزديک‌تر کني و فکر کن اين مادران قهرمان شهدا چه قدر صبور هستند.....
سلام مرا به مؤمنين و صالحان و تابعان ولايت‌فقيه برسانيد.
ربنااغفرلنا ذنوبنا في امرنا و ثبت اقدامنا و نصرنا علي القوم الکافرين.
20/6/62 عنايت‌الله بازگير.

منبع:مطالب ارسالي ازطرف برادرشهيد

وصيت نامه
ردپاي نور
آلبوم