Menu By Milonic JavaScript

Skip Navigation Linksصفحه اصلی > تاریخچه فلسطین
عنوان

فهرست
فهرست
فهرست

تاریخچه :

فلسطین سرزمینی عربی و اسلامی است، كه در قدیم كنعان نام داشت، حدود 27024 كیلومتر مربع مساحت دارد كه دریای مدیترانه در غرب، لبنان در شمال، سوریه و رود اردن در شرق و دریای سرخ و شبه جزیره سینا در جنوب و جنوب غربی آن قرار دارد. فلسطین سرزمینی حاصلخیز و دارای آب و هوای معتدل است. این منطقه محل ظهور پیامبران بزرگی چون عیسی (ع)، موسی (ع) ومحل عبور و زندگانی حضرت ابراهیم (ع) بوده است. این سرزمین از نظر موقعیت سوق الجیشی بسیار حساس و پراهمیت است و به مثابه پلی است كه كشورهای عربی، اسلامی آسیا را به آفریقا متصل می‌كند.
این موقعیت ویژه جغرافیایی فلسطین را در طول تاریخ گذرگاه و نقطه تمركز بسیاری از كشورها و تمدن‌های پیاپی تبدیل كرده بود تا اینكه همراه با سایر سرزمین‌های عربی، به كشوری با هویتی اسلامی و عربی تبدیل شد.
شهر بیت‌المقدس قدیم بر فراز یك تپه بنا گردیده و از مكان های مهم فلسطین است. كوه صهیون و كوه زیتون از شرق و غرب آن را احاطه كرده‌اند.
كنعانیان نخستین اقوامی بودند كه از شبه جزیره عربستان به فلسطین آمدند و در این سرزمین سكونت گزیدند و از سال 2500 ق.م فرمانروایی ایجاد كردند كه 15 قرن ادامه داشت. تاریخ فلسطین با نام انبیا آغاز می‌شود.
در زمان خلیفه اول مسلمین (ابوبكر)، سپاهی روانه سوریه و فلسطین شد كه با درگذشت او، در زمان خلیفه دوم، عمر، سوریه و بیت المقدس به دست مسلمین افتاد و رومیان در آنجا شكست خوردند. اهالی شهر مقاومت زیادی كردند اما طولانی شدن محاصره و مشكل غذا آنان را مجبور به تسلیم كرد و قرارداد صلحی منعقد شد. و از آن سال یعنی 15 هجري فلسطین در دست مسلمانان افتاد.

جنگ‌هاي صليبي (488 ه.ق) :

از سال 1095م، با تهاجم اروپايیان علیه مسلمانان جنگ‌های صلیبی آغاز شد كه حدود دو قرن ادامه یافت. اگر چه این جنگ علت‌های گوناگونی داشت اما مورخان یكی از علل آن را، مساله فلسطین و شهر بیت‌المقدس و خراجگزار بودن مسیحیان این شهر به مسلمانان ذكر می‌كنند. صلیبیون پس از نبردی سخت و محاصره طولانی بیت‌المقدس، وارد شهر شده و دست به قتل عام زدند و همه چیز را به عنوان غنیمت، غارت كردند.
بدین سان مسیحیان 90 سال بر فلسطین حكومت كردند. در مراحل پایانی جنگ دوم صلیبی (1149-1147م) مطابق با 544-542 ه.ق صلاح الدین ایوبی صلیبیون را تار و مار كرد و بیت‌المقدس را باز پس گرفت و آن‌ها را از سوریه و مصر و سایر مناطق بیرون راند.
پس از هفتمین جنگ صلیبی و مرگ آخرین پادشاه سلسله ایوبی، ممالیك حدود سه قرن زمام امور را در دست گرفته و بیت‌المقدس را نیز در اختیار داشتند و با سپاه مغول جنگیدند و آن‌ها را شكست دادند و بازماندگان صلیبی‌ها را در عكا نابود ساختند. از سوی دیگر سلسله عثمانی با جنگ‌های طولانی و  فتوحات عثمانیان غازی در نبرد با مغولان و یونانیان، پایه گذاری شد. در زمان سلطان محمد فاتح در سال 1453م. شهر قسطنطنیه كه مهمترین مركز اقتدار صلیبیون و پایتخت روم شرقی بود فتح شد و به مدت 500 سال به پایتخت امپراطوری عثمانی تبدیل گردید.
اواخر قرن نوزدهم شورش هایی در فلسطین به وجود آمد. انگلستان در این سال‌ها مدافع عثمانی بود، ناگهان تغییر روش داد و در برابر عثمانی قرار گرفت و از شورشیان حمایت كرد. از جمله « حسین، امیر مكه» را كه نماینده عثمانی در حجاز و مردی جاه طلب بود تحریك كرد و با حمایت انگلیس از عثمانی جدا شود. در چنین شرایطی عده‌ای از یهودیان در اروپا، اندیشه ملت واحد یهود را مطرح كردند و برای تشكیل كشوری مستقل دست به اقداماتی زدند كه كار آن‌ها مورد تشویق و حمایت دولت انگلیس قرار گرفت. این عده با گرفتن كمك‌های مالی از یهودیان ثروتمند، برای پیشبرد مقاصد خود حزبی تشكیل دادند و نام صهیون را بر خود نهادند.
در سال 1916 قرارداد « سایكس ـ پیكو» میان روسیه، فرانسه و انگلیس به امضا رسید تا به موجب آن سرزمین‌های تجزیه شده از عثمانی را میان خویش تقسیم كنند. اما انگلیس كه چندی بعد آن پیمان را مغایر با سلطه خود بر كانال سوئز دید در سال 1917 با استفاده از ضعف روسیه و انقلابی كه در آن كشور به وقوع پیوست، از پیمان سرباز زد و فلسطین را تحت قیمومیت خویش در‌آورد.
صهیونیست‌هاي مستقر در اروپا در اوایل قرن بیستم با استفاده از سلطه انگلیس بر فلسطین، راه حل تشكیل یك كشور یهودی را در برابر ضدیت با یهودیان جهان و آزار آنان مطرح كردند. انگلستان در این زمان برای تداوم سلطه خود به پایگاهی در این منطقه نیاز داشت. در جریان جنگ جهانی اول صهیونیست‌ها از انگلیس و آمریكا خواستند در صورتی كه دولت عثمانی متحد آلمان، شكست بخورد، پس از خاتمه جنگ فلسطین تبدیل به مملكت یهود گردد. كوشش صهیونیست‌ها نتیجه بخشید و توانستند نظر « لرد بالفور» وزیر خارجه انگلیس را جلب كنند. سرانجام در آوریل 1920 متفقین و جامعه ملل، قیمومیت فلسطین را رسماً به دولت انگلستان واگذار كردند و آن را موظف كردند، با تاسیس كانون ملی یهود، برای اجرای اعلامیه بالفور كمك كند.
با واگذاری حكومت از سوی انگلیس به یك یهودی، مهاجرت و انتقال یهودیان به فلسطین شروع شد. این امر موجب شورش و مخالفت اعراب گردید. در این هنگام سایر اعراب كه دچار تفرقه بودند جز در شعار كمك دیگری به فلسطینی‌ها نمی‌كردند. اعراب فلسطینی و مسیحیان اختلافات خویش را كنار گذاشتند و در برابر یهودیان صهیونیست متحد شدند. در تابستان 1929 نخستین برخورد خونین میان فلسطینی‌ها و صهیونیست‌های مهاجر درگرفت. در این درگیری صهیونیست‌ها و سربازان انگلیسی با آتش گشودن بر روی فلسطینی‌ها حدود 351 تن را شهید و عده ای را مجروح و دستگیر كردند. در اواخر دهه 1920 تا 1936 قیام مسلحانه شیخ عزالدین قسام به وقوع پیوست اما وی  و یارانش به شهادت رسیدند. در سال 1937 عبدالقادر حسینی رهبری مبارزات را در دست گرفت اما او نیز پس از نبردهای زیادی علیه سلطه گران انگلیسی صهیونیست‌ها همراه با یارانش به شهادت رسید. در سال 1944 حسن سلامه فرماندهی جنگ با نیروهای مشترك صهیونیستی، انگلیسی را برعهده گرفت ولی او نیز به شهادت رسید.
از دهه 40 قمری، مساله فلسطین به یك مساله عربی تبدیل شد و در راس مسائل بین‌المللی قرار گرفت. در طول جنگ جهانی دوم آرامش نسبی بر فلسطین حكمفرما بود. انگلیس در 14 مه 1948 به قیمومیت خود خاتمه داد و نیروهایش را از فلسطین خارج كرد. در همان روز شورای ملی یهود در تل آویو تشكیل شد و در ساعت چهار بعد از ظهر روز جمعه 14/5/1948 موجودیت دولت اسرائیل توسط « دیوید بن گورین» با اجتماعی در موزه تل آویو اعلام گردید. وی ضمن سخنانش گفت: « ما در اینجا می گوئیم كه با پایان گرفتن حكومت قیمومیت در نیمه شب 14-15 مه 1948 در انتظار برپایی دستگاه‌های دولتی طبق قانون اساسی هستیم كه توسط شورای قانون اساسی در زمان مناسبی ـ كه آن را حداكثر اول اكتبر 1948 تعیین كرده بود ـ تدوین خواهد شد.»
چند دقیقه پس از اعلام تشكیل اسرائیل، « ترومن» رئیس جمهور وقت آمریكا دولت جدید اسرائیل را به رسمیت شناخت. انگلیسی‌ها نیز هنگام خروج از فلسطین، تجهیزات خویش را در اختیار صهیونیست‌ها قرار دادند.
پس از اعلام تشكیل رژیم صهیونیستی، یهودیان غاصب شروع به تصرف شهرها و روستاها و بیرون راندن فلسطینی‌ها از خانه و كاشانه شان كردند. آن‌ها هنگامی كه با مقاومت مردم فلسطین روبه رو شدند جنایاتی مانند كشتار روستای « دیر یاسین» و « كفر قاسم» را در آوریل 1948 به راه انداختند. این كشتار وحشیانه موجب گسترش وحشت و فرار فلسطینی‌ها از خانه و كاشانه‌شان شد. نتیجه مستقیم اشغال فلسطین و برپایی دولت اسرائیل در این سرزمین منجر به آن شد كه ملت تاریخی فلسطین تقریباً به ملتی آواره و پناهنده تبدیل شود. و در اردوگاه‌ها پراكنده در دیگر كشورهای عربی زندگی فقرآلود و آكنده از بیماری بگذرانند.

جنگ 1948:

پس از اعلام موجودیت رژیم اشغالگر قدس و توسط بن گوریون، اولین جنگی كه این رژیم علیه فلسطین و كشورهای عربی منطقه به راه انداخت به جنگ 1948 معروف است. در طی این جنگ صهیونیست‌ها 78 درصد كل خاك فلسطین را به اشغال خود در آوردند. در اثر این جنگ، نخستین مرحله آوارگی بزرگ مسلمانان فلسطین به وقوع پیوست. طی آن حدود یك میلیون فلسطینی از مجموع یك میلیون و نهصد هزار فلسطینی در آن زمان آواره شدند. حدود 200000 تن از مسلمانان فلسطین به نوار غزه مهاجرت كردند و 496000 تن به اردن و 100000 تن به لبنان و 85000 تن به سوریه و 20000 تن به مصر و عراق كوچ كردند.
 س از جنگ 1948، رژیم اشغالگر قدس از سویی با اجرای سیاست خشونت و توسعه‌طلبی و دست زدن به اقداماتی نظیر تخریب منازل و آتش زدن مزارع، سعی و تلاش می كرد تا باقیمانده اعراب منطقه را مجبور به فرار از خانه‌هایشان كند و از سوی دیگر شرایط و تسهیلات لازم را برای ادامه انتقال یهودیان سراسر جهان به فلسطین فراهم می‌كرد. 
در مه 1949 اسرائیل به عضویت سازمان ملل متحد درآمد. در پی تحكیم سلطه رژیم صهیونیستی بر فلسطین اشغالی به تدریج گروه‌ها و سازمان‌های مبارزه فلسطینی اعلام موجودیت كردند. در 28 مه 1964، كنگره فلسطین در شهر قدس تشكیل شد و تأسیس «سازمان آزادی بخش فلسطین» را اعلام كرد. در پی آن نیز ارتش آزادی بخش فلسطین تشكیل شد و مبارزات فلسطینیان شكل جدیدی به خود گرفت.

جنگ 1967:

جنگ 1967 از سوی رژیم صهیونیستی در حالی شروع شد كه كشورهای عربی، خود را از قبل برای نبردی بزرگ با دشمن آماده كرده بودند. نیروهای نظامی كشورهای عربی به طرف مرزهای اسرائیل در حركت بودند. رادیوهای این كشورها نیز دائم مارش نظامی پخش می‌كرد و پیروزی‌های اعراب را به یاد می‌آورد. مصر و سوریه با هم اعلام همبستگی كردند. نیروهای پاسدار صلح نیز از مناطق مرزی در نوار غزه عقب‌نشینی كردند. در 15 ماه مه، مجموع این شرایط از جنگی درخشان و موفقیت آمیز برای اعراب حكایت داشت. جوانان شهر بیت‌المقدس تحقق رویای تصرف خاك آبا و اجدای خود را قریب الوقوع می‌پنداشتند، اما در 5 ژوئن قبل از اینكه اعراب هرگونه اقدامی انجام دهند، با حمله غافلگیرانه تانك‌های رژیم صهیونیستی روبرو شدند. چهره این شهر دگرگون شد و حالت جنگی به خود گرفت. پس از مدت كمی نیز به اشغال نیروهای صهیونیستی درآمد. سپس ستون تانك‌های اسرائیلی راهشان را به سوی جنوب و مرزهای مصر بازكردند و به جلو پیش رفتند. در آن روز رژیم صهیونیستی همزمان با حملات زمینی خود، از طریق هوا نیز به فرودگاه‌های كشورهای مصر، اردن، سوریه حمله هوایی غافلگیرانه كرد. این جنگ كه از زمین و هوا آغاز شده بود، مدت 6 روز طول كشید و به جنگ شش روزه اعراب و اسرائیل مشهور شد. اسرائیل در طی این جنگ، كرانه غربی رود اردن و نوار غزه و بلندی‌های جولان در سوریه و صحرای سینا در مصر را اشغال كرد. سازمان ملل متحد طی قطعنامه‌ای اسرائیل را به عقب نشینی از سرزمین‌های اشغالی دعوت كرد اما اسرائیل خودداری ورزید. پس از آن رژیم صهیونیستی شهر بیت‌المقدس را كه تحت حاكمیت اردن بود و شهر بیت لحم  و 27 روستای عربی دیگر را طبق مصوبه‌ای كه صادر كرد ضمیمه خاك خود كرد.
یكی از رویدادهای تلخی كه قبلاً اشاره شد الحاق بیت‌المقدس به قلمرو رژیم صهیونیستی بود. این مساله توجه جهانیان را به خود معطوف ساخت. اهمیت و قداست این منطقه به حدی بود كه زمانی باعث پیدایش جنگ‌های صلیبی شد. مساله حفظ و حراست این مكان شریف توسط مسلمانان از قرن‌های پیش مسجل شده است و ملل یهودی و مسیحی در این مورد اطمینان داشتند كه مسلمانان در حفظ و نگهداری اماكن مقدس آن كوتاهی نمی‌كنند اما جنگ شش روزه كه باعث اشغال بیت‌المقدس توسط رژیم صهیونیستی شد این نگرانی را به وجود آورد كه ممكن است توجه و دلسوزی لازم برای حفظ آن صورت نگیرد. اسرائیل شرط عقب‌نشینی خود از مناطق اشغالی را بعد از گذشت سال‌ها از جنگ شش روزه و تاكید سازمان ملل، به رسمیت شناختن این رژیم از سوی اعراب عنوان كرد و بارها اعلام داشت كه تا زمانی كه كلیه كشورهای عربی این رژیم را به رسمیت نشناسند و با او پیمان صلح برقرار نكنند از سرزمین‌های اشغالی بیرون نمی‌رود.
پس از جنگ شش روزه در ژوئن 1967 كه موجب تحقیر و شكست اعراب شد، سازمان‌های مقاومت فلسطینی كه در اردوگاه‌هایی در اردن، سوریه و لبنان آموزش دیده بودند بر شدت عملیات خود علیه اسرائیل افزودند و شهر « كرامه» كه در 25 كیلومتری غرب امان (پایتخت اردن) در دره اردن واقع شده است مركز نیروهای مبارزه فلسطینی شد. زیرا این شهر عده‌ای از آوارگان فلسطینی را در خود جای داده بود، در اثر جنگ ژوئن 1967، كرامه در 4 كیلومتری خط جدید آتش بس صهیونیست‌ها و در تیررس آن‌ها قرار گرفت و جمعیت فلسطینی ساكن كرامه از 25000 تن به دو برابر افزایش یافت. به همین لحاظ جنبش فتح با توجه به نزدیكی كرامه به مواضع صهیونیست‌ها آنجا را پایگاه خود ساخت. وزیر دفاع وقت رژیم صهیونیستی نیز اعلام كرد كرامه به پایگاه اساسی مقاومت فلسطین تبدیل شده است. در پی آن با یورش نیروهای زمینی و زرهی اسرائیل، به شهر كرامه، نبرد سختی میان آن‌ها و انقلابیون فلسطینی در گرفت. طی جنگ تن به تن با 300 چریك فلسطینی عده زیادی از صهیونیست‌ها كشته شده و سربازان اسرائیلی ناچار به عقب نشینی شدند. این مقاومت كه به نبرد كرامه مشهور شد راه و رمز جدیدی را برای پیروزی ملت فلسطین به ارمغان آورد. و از آن پس عده زیادی داوطلب پیوستن به جنبش فتح شدند.

جنگ 1973

در اكتبر 1973 ارتش مصر به طور ناگهانی و با شعار الله اكبر از كانال سوئز گذشت و با شكستن خط دفاعی « بارلو» كه در آن زمان به عنوان خط دفاعی تسخیرناپذیر معروف بود با حمایت نیروی هوای به صحرای سینا و داخل خاك اسرائیل هجوم برد. از طرف شرق نیز به طور همزمان نیروی هوایی سوریه تهاجم علیه اسرائیل را آغاز كرد. در روزهای اول جنگ ده‌ها هواپیمای اسرائیلی نابود شد و هزاران اسرائیلی كشته و یا اسیر شدند و بر افسانه شكست ناپذیری آن خط بطلان كشیده شد. اما با حمایت سریع نظامی آمریكا و غرب در روزهای بعد، وضع جنگ تغییر كرد و در حالی كه دیگر كشورهای عربی از كمك به مصر و سوریه دریغ ورزیدند ارتش اسرائیل با هلی برد نیروهایش توانست در غرب كانال سوئز منطقه محدودی را به تصرف خویش درآورد. سرانجام در كیلومتر 601 قاهره گفت و گو برای پایان دادن به جنگ اغاز شد و با انعقاد قرارداد صلح، جنگ پایان یافت. سازمان ملل متحد نیز در سال 1974 سازمان آزادی بخش فلسطین را به عنوان تنها نماینده ملت فلسطین به رسمیت شناخت.

پیامد جنگ 1973:

بعد از پایان یافتن این جنگ ظاهراً رهبران كشورهای عربی فكر مبارزه با رژیم اشغالگر قدس را از سر بیرون كرده و به صلح با آن رژیم به صورت یك مساله اصلی روی آوردند. آن‌ها در پی شكستهای پی در پی، ـ در مراحل مختلف ـ فكر مذاكره با دشمن و خط سازش با آمریكا و اسرائیل را در پیش گرفتند و در نهایت پذیرش موجودیت آن را جایگزین اندیشه به دریا ریختن صهیونیست‌ها كردند. سردمدار این جریان و طرز تفكر، انور سادات رئیس جمهور مصر بود كه با كنار گذاشتن اسلحه به مذاكره و صلح با رژیم صهیونیستی تن داد و در سال 1975 قرارداد سینا را با اسرائیل امضا كرد. سپس در سال 1977 به فلسطین اشغالی سفر كرد و مناخیم بگین دشمن سرسخت و همیشگی فلسطینیان و مسلمانان را در آغوش گرفت. متعاقب آن سفرهای دیگر از جانب دو طرف انجام گرفت و مقدمات انعقاد یك قرارداد صلح میان مصر و اسرائیل فراهم شد. و بالاخره در سال 1978 در محل كمپ دیوید، میان سادات و مناخیم بگین نخست وزیر اسرائیل در حضور جیمی كارتر رئیس جمهور وقت آمریكا پیمان صلحی امضا شد كه به پیمان « كمپ دیوید» معروف گردید. در حالی كه باور كردن انعقاد این پیمان برای جهان اسلام بسیار مشكل بود جنگ و خصومت میان دو دشمن قدیمی یعنی اعراب به رهبری مصر و رژیم اشغالگر قدس به پایان رسید و رژیم مصر موجودیت رژیم صهیونیستی را به رسمیت شناخت. این واقعه در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی ایران روی داد موجب ایجاد شكاف بین جهان عرب شد.
    با پیروزی انقلاب اسلامی ایران در سال 1979م، به رهبری امام خمینی، اسلام وارد صحنه مبارزاتی مردم فلسطین شد. هر چند كه فلسطینیان پیش از انقلاب ایران مسلمان بودند اما عاملی كه آن‌ها را به هم پیوند می‌داد « عربیت» بود و اسلام در درجه دوم قرار داشت. پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اسلام عاملی مؤثر و قوی برای اتحاد و پیروزی مبارزان مسلمان فلسطین شد.

حمله به لبنان :

با شروع دهه هشتاد و به دنبال تاثیرپذیری فلسطینی‌های مستقر در لبنان، از انقلاب اسلامی ایران، و تشدید فعالیت نظامی خود علیه نیروهای اسرائیلی در مناطق اشغالی، رژیم صهیونیستی در ششم ژوئن 1982 به قصد نابودی مقاومت فلسطین حمله گسترده ای را از طریق زمین، هوا، دریا به لبنان آغاز كرد. این تهاجم منجر به بیرون رفتن نیروهای مقاومت فلسطین از جنوب لبنان و بیروت شد. اما چند سالی نگذشت كه با شكل‌گیری مقاومت اسلامی در لبنان و عملیات نظامی آن علیه مراكز نظامی و امنیتی اسرائیل، رژیم صهیونیستی مجبور به عقب نشینی از بعضی مناطق اشغالی خود در مناطق جبل و جنوب لبنان شد و مردم فلسطین ضمن تاثیرپذیری از انقلاب اسلامی ایران در منطقه و مقاومت اسلامی در لبنان، درصدد برآمدند تا حركت جدیدی را در داخل سرزمین‌های فلسطین اغاز كنند.
در آوریل 1987 كنفرانس سران عرب در عمان برگزار شد اما هیچ گونه موضعی در زمینه مبارزه علیه رژیم صهیونیستی اتخاذ نكرد و صرفاً تمام توجه آن به جنگ ایران و عراق معطوف شد. مردم فلسطین كه طی سالهای 1967 تا 1982 تجارب تلخی را پشت سرگذاشته و راه‌های گوناگون سازمان‌های فلسطینی و دولت‌های عربی را آزموده و شكست طرح‌های سیاسی را به چشم دیده بودند، و سال‌ها انتظار می كشیدند كشورهای عربی (اعراب) آن‌ها را از آوارگی نجات بخشند، با توجه به اختلاف ها و انشعاب ها بین گروه‌ها و احزاب فلسطینی، و با مشاهده بی توجهی رژیم‌‌های عربی به اوضاع فلاكت بار فلسطینی‌ها، دریافتند كه شعارهای انقلابی رهبران سیاسی فلسطین و دولت‌های عربی محتوای خود را از دست داده و طی این مدت هیچ نشانه امیدی از نابودی رژیم صهیونیستی و یا حداقل كم شدن حاكمیت آن در فلسطین پیدا نشده است، لذا از دولت‌های عربی و گروه‌های فلسطینی قطع امید كردند.
این عوامل و رویدادهای چند، زمینه ای شد تا شور و شوق انقلاب و گرایش به اسلام در مردم فلسطین احیا شود و جنبش‌های سیاسی ـ مذهبی، مردمی جایگزین احزاب و سازمان‌های سیاسی ـ ملی و غیرمذهبی در سرزمین‌های اشغالی شود و روند جدیدی از قیام و مبارزه با اسرائیل توسط ساكنین سرزمین‌های اشغالی در پاییز 1987 آغاز شد كه انتفاضه یا « انقلاب مساجد» نام گرفت.

انتفاضه :


وقوع انتفاضه روزنه امیدی برای فلسطینیان آواره به وجود آورد و اهداف و آثاری را در پی داشت و موجب شد تا اسرائیل از تداوم انتفاضه احساس خطر و ترس كند. با آنكه رژیم صهیونیستی از سال 1948 تاكنون دربرابر همه قطعنامه‌ها و طرح‌های سازمان ملل متحد، كه حقوق و امتیازات محدودی برای فلسطینیان قایل می‌شد ایستادگی می‌كرد و از پذیرش  قطعنامه های 242 و 338 شورای امنیت خودداری می‌ورزید ولی سرانجام وحشت آن و آمریكا از انتفاضه آنان را مجبور كرد به مذاكره با ساف تن دهند. از سوی دیگر جناح سازشكار فلسطینی نیز با این تصور كه برای چانه زدن در مذاكرات  با اسرائیل و گرفتن امتیاز از آن انتفاضه برگ برنده ای در دست آن‌ها است. زمزمه مذاكره  با اسرائیل را مطرح كردند .رژیم صهیونیستی نیز دركنار مذاكره چند جانبه خود با اعراب، گفت و گوهای پنهانی را با رهبران ساف شروع كرد و پس از ده دور گفت و گوی مستقیم اعراب و رژیم صهیونیستی در فرایند صلح خاورمیانه، سرانجام سازش رهبران فلسطینی و تسلیم آن‌ها در برابر خواسته‌های اسرائیل، با طرح غزه ـ اریحا ( در توافقنامه ساف ـ اسرائیل ) وارد مرحله نوینی شد و از 12/11/1992م مذاكرت سری دو جانبه ساف و اسرائیل شروع شد.
در 10/9/1993م یاسر عرفات با عنوان رئیس سازمان آزادی بخش فلسطین طی نامه‌ای به اسحاق رابین نخست وزیر وقت رژیم صهیونیستی موجودیت اسرائیل را به رسمیت شناخت و تعهد ساف را به پایبندی به اعلامیه اصول كلی ( توافقنامه ) و نیز قطعنامه‌های شماره 242 و 338 شورای امنیت ( كه وجود رژیم اشغالگر قدس را به رسمیت شناخته و خواستار بازگشت به مرزهای آن به مناطق پیش از 1968 شده‌اند) اعلام كرد و آن بخش از مفاد منشور فلسطین را كه منكر حق وجود اسرائیل است، ملغی اعلام نمود. اسحاق رابین نیز متقابلاً در همان تاریخ طی نامه‌ای، سازمان آزادی بخش فلسطین را به عنوان نماینده مردم فلسطین به رسمیت شناخت و موافقت خود را با آغاز مذاكره با ساف اعلام كرد. سرانجام یاسر عرفات رهبر ساف در تاریخ 13/9/1993م در واشنگتن در حضور « بیل كلینتون» رئیس جمهور آمریكا و تعدادی از شخصیت‌های سیاسی جهان با قلم خود بر نام فلسطین خط كشید و متن قراردادی را امضا كرد كه به طرح « غزه ـ اریحا» معروف شد.
عرفات و رابین طی مذاكراتی پیش نویس 17 ماده‌ای توافق را امضا كردند كه در آن یك حكومت خودمختار فلسطینی در كرانه غربی و نوار غزه پیش بینی شد.
این توافق هر چند در ظاهر نوعی عقب‌نشینی محدود اسرائیل از مواضع قبلی آن به شمار می‌رفت ولی با اهداف بلند مبارزه ملت مسلمان فلسطین فاصله زیادی داشت زیرا هدف آمریكا و رژیم صهیونیستی از این توافق صرفاً ایجاد شكاف میان فلسطینیان و خاموش كردن شعله‌های آتش انتفاضه به دست جناح فلسطینی سازشكار بود. اما با هشیاری نیروهای انقلابی فلسطینی در سرزمین‌های اشغالی از این حربه نیز موثر واقع نشد و انتفاضه فلسطین هر چه قوی‌تر به راه خود ادامه داد. تا اینكه آتش آن هنگام دیدار « آریل شارون» رئیس حزب لیكود اسرائیل از مسجدالاقصی در تاریخ 28 سپتامبر 2000 بار دیگر شعله‌ور شد و شكل جدیدی به خود گرفت كه به انتفاضه الاقصی معروف شد.
تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از
www.palestine-persian.info/fa