Menu By Milonic JavaScript

Skip Navigation Links
صفحه اصلی >  لیست شهدای مدافعان حرم >  سجاد مرادی
زندگینامه
زندگی خدایی
به خدا توکل کن
خواندن زیارت عاشورا
آرامشی عجیب
آزادسازی حلب
طوفان شن
خداحافظی
ماموریت24روزه
وصیت نامه
سجاد مرادی

نام پدر: غضنفر تاریخ تولد: 1361/10/28
محل تولد: ایران - چهارمحال و بختیاری - بلداجی - آورگان تاریخ شهادت: 1394/09/16
محل شهادت: حومه حلب طول مدت حیات: 33 سال
مزار شهید: گلستان شهدا-اصفهان


زندگینامه
سجاد مرادی در روز ۲۸ دی ماه ۱۳۶۱ در روستای آورگان(سد چغاخور) از توابع شهر بلداجی شهر بروجن استان چهارمحال و بختیاری چشم به جهان گشود. آن روز برف شدیدی آمده بود و به دلیل نبود امکانات پزشکی و وسایل نقیله و... سجاد در خانه پدری به دنیا آمد.
از همان ابتدای زندگی سجاد با خدا شروع شد به طوری که پدر و عموی سجاد که در حال ساخت مسجد امام سجاد(ع) در روستا بودند، اسم بچه را هم سجاد گذاشتند.
سجاد تا ۴-۵ سالگی در روستا بزرگ شد و پس از آن با مهاجرت خانواده به شهر اصفهان در محله مفت آباد(رو به روی گلستان شهدا) ساکن شدند که‌ با توجه به این که زمان جنگ بود و شهدای زیادی برای خاک سپاری به آن جا می‌آوردند، سجاد روحیه خود را با شهدا پرورش داد. پس از آن به محله شمس آباد(پل چمران) آمدند و در آن جا سجاد در مدرسه عرفان مشغول تحصیل شد. در همین حین سجاد به واسطه ارتباط عموی خود که‌ با آن ها زندگی می کرد، با مسجد و بسیج و ... آشنا شد.
سجاد کارهای فرهنگی را در مسجد امام حسین(ع) تیران و آهنگران شمس آباد شروع کرد و پس از آن برای ارتقا کار خود به مسجد حضرت ابوالفضل(ع) شمس آباد رفت و در آن جا جرقه های شهادت در وجود او شکل گرفت.
سجاد در گروه تواشیح، جلسه قرآن، کتابخانه پایگاه و .. مسئولیت هایی پذیرفته و به خوبی از عهده آن ها بر آمد‌‌‌. سجاد به عملیات و تیر و تفنگ و جنگ و ... علاقه خاصی داشت.
سجاد آرام آرام داشت بزرگ می شد و با رفقا اکثر شب ها گلستان شهدا بودند.‌ در اوج جوانی رفیق و دوست خود یعنی مرحوم مجید امین الرعایا را که‌ حافظ قرآن بود و در راه مسابقات قرآن مشهد در اثر سانحه تصادف درگذشت را از دست داد.‌‌ آن موقع بود سجاد وصیت نامه ای نوشت و به دوستان گفت من زیاد زنده نمی مانم ‌‌‌... در جوانی خواهم رفت. وصیت نامه را نزد برادر مجید امین الرعایا گذاشت.
سجاد از ابتدا مسئولیت هایی همچون نیرو انسانی، فرهنگی، عملیات و در آخر در سال ۱۳۹۱ در کنار شهید حمیدرضا دایی تقی، جانشین فرماندهی پایگاه را پذیرفت و به خوبی از عهده همه آن ها بر آمد. این علاقه خاص سجاد به نظام اسلامی، انقلاب، امام و شهدا و مهم تر از همه رهبر انقلاب باعث شد تا در سال ۱۳۸۱ جذب سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شود.
در ۱ بهمن ۱۳۸۱ لباس سبز پاسداری بر تن کرد، لباسی که از بچگی عشق و علاقه ی خاصی به آن داشت و در آخر مثل دو بال او را به آسمان رساندند. با دیپلم وارد دانشگاه افسری امیرالمومنین(ع) اصفهان شد و آن جا دوستان زیادی پیدا کرد، رفقایی که از نسل آن ها شهدای زیادی خونشان پای حرم ریخت. شهید محسن حیدری از شهدای مدافع حرم لشکر۸ نجف اشرف بود که وقتی شهید شد سجاد خودش گفت من در دانشکده با او دوست بودم. شهید سجاد حبیبی هم یکی دیگر از این رفقاست که یک هفته بعد از شهادت سجاد به شهادت رسید.
مدتی در تهران دوره دید و بعد از آن وارد لشکر عملیاتی۱۴ امام حسین(ع) شد، همان لشکری که فرمانده اش سردار شهید حاج حسین خرازی می گوید:
مـا لشـــکـر امـام حســینیم، حســـیــن وار می جـنــگـیـم و حسین وار شهید می شویم.
سجاد در لشکر ۱۴ نیز با شهدای زیادی دوست شد؛ از جمله: شهیدمسلم خیزاب، شهیدعلی شاه سنایی، شهیدسیدیحیی براتی، شهیدمرتضی زارع، شهیدحسین رضایی، که همگی در کنار سجاد و یا با چند روز فاصله به شهادت رسیدند.
تعدادی از مسئولیت های سجاد در لشکر ۱۴:
-فرمانده دسته گردان غواصی حضرت یونس(ع)
-مسئول اطلاعات عملیات گردان۱۰۷ امام حسین(ع)
-مسئول اطلاعات عملیات گردان۱۰۸ امام حسین(ع)
در همین حال با مشغله زیاد او بسیج را رها نکرد و مسئولیت های فراوانی از جمله آموزش حوزه ۷ امام موسی کاظم(ع) را بر عهده گرفت‌. در سال ۱۳۸۸ با راه افتادن فتنه به قصد براندازی نظام، سجاد عاشقانه همچون دیگر شهدا و همرزمانش از نظام و رهبری انقلاب دفاع کرد. در سال ۱۳۹۰ با شدت گرفتن حملات ضدانقلاب به خصوص گروهک پژاک به کردستان، برای دفاع از میهن اسلامی عازم کردستان شد. آن جا چندین بار تا مرز شهادت پیش رفت. از جمله یک بار در سنگر نارنجک پرتاب می کنند که عمل نمی‌کند.‌‌ اما کسی چه می دانست سرنوشت شهادت در حلب سوریه برایش نوشته شده نه کردستان ایران ...
سجاد بسیجیان زیادی را در سطح استان اصفهان آموزش نظامی داده بود و هرجا می رفت یا هر کس او را می‌دید می شناخت. میان بسیجیان که‌ می رفتی جایی نبود که‌ سجاد مرادی را نشناسند. در ۱۳ سالی که‌ پاسدار بود ازدواج کرد و بچه دار شد.
سرانجام در تاریخ 23 آبان ماه 1394 پس از وداع با دوستان شهیدش طبق تعبیر زیبای خودش عازم جبهه نبرد اسلام و آمریکا شد و پس از نبردهای بسیار در تاریخ 16 آذر ماه در منطقه خلصه حومه حلب در اثر اصابت موشک عناصر کتائب ثوار الشام با تانک و برخورد ترکش به پشت سر در سن 33 سالگی به فیض شهادت رسید.
مزارش در گلستان شهدای اصفهان قرار دارد.
تدوین و تنظیم توسط گروه فرهنگی هاتف (سایت صبح)
برگرفته از
پایگاه اطلاع رسانی تسنیم، تاریخ: - / - / -
پایگاه اطلاع رسانی شهر شهیدان خدا، تاریخ: - / - / -
روزنامه جوان، تاریخ: - / - / -